۱۳۹۶/۵/۸

مصاحبه من با رادیوی فارسی زبان اسلو ـ راه ابریشم

یکی از امتیازات فیس بوک، یاد آوری خاطره ها در چنین ایامی ست. و یکی از این خاطره ها مصاحبه ی سال گذشته من  با رادیوی فارسی زبان راه ابریشم در اسلو می باشد. من در بخش اول این مصاحبه به سابقه فعالیت های هنری خود هم در ایران و هم در نروژ پرداخته ام.  از خانواده و شهر خود می گویم، از فعالیت های موسیقی در نروژ و تاسیس گروه آوانو و اقدام برای جمع آوری هنرمندان موزیسین و شناخت و کار با آنها تحت عنوان «آبگوشت پارتی هنرمندان» می گویم. در بخش دوم این مصاحبه در باره شعرها، نوشته ها و در کل کار نویسندگی ام حرف می زنم. 
 واقعیت این است که من هنوز یاد نگرفته ام که برای کارهای اینچنینی از قبل خودم را آماده کنم. از این رو گاهی حرفهایی را می زنم که شاید نباید در یک مصاحبه رادیویی گفت. در شروع مصاحبه به درخواست با یک قطعه موسیقی زنده آغاز می کنم. به هر حال این شما و این هم من ... 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خوشبختی دادنی نیست ...

آی رفیق!    از پاییز گفتی. ولی وقتی از من بپرسی پاییز، می گویم: یعنی رنگ. یعنی نفس. یعنی تابلو نقاشی. و ... باید بگویم که پاییز نروژ را ...